خوش شانسی من

PEUGEOT-206

ساعت ۷ صبح روز شنبه من و همسرم بعد از یک مهمانی خیلی خوب  با اتومبیل پژوی ۲۰۶ از تهران بسوی رشت حرکت کردیم، حدود یازده و نیم رسیدیم. لنت ترمز اتومیبل تمام شده بود و صدای قیژ قیژ هنگام ترمز زیاد بود. 

روز ۳۱ تیر ماه اول ماه مبارک رمضان، بانک ها مثل سایر ادارات یک ساعت دیرتر  شروع به کار و یک ساعت زودتر تعطیل می شدند از طرفی این روز آخرین روز خود اظهاری مالیات هم بود بایستی به بانک می رفتیم پول برداشت می کردیم مالیات سال های گذشته رو پرداخت کنیم و بعد به اداره مالیات برویم وقت خیلی کم بود. 

نزدیک بانک چندصد متر مانده به منزل مان توقف کردم همسرم قرار بود قبل رفتن به منزل برود به همین دلیل من ضمن پیاده شدن به همسرم گفتم شما ماشین رو بردار برو  منزل پارک ش کن تا من بعد از ظهر به تعمیرگاه ببرم، بعد بیا بانک که می دانستم شلوغ است. آمد باتفاق به اداره مالیات رفتیم کارها انجام شد. بچه هامون که در  منزل پدرم بود برداشیم به منزل رفتیم. بعد از چرت بعد از ظهر ساعت چهار هر چه دنبال سوئیچ ماشین گشتم نتوانستم پیداش کنم همسرم رو بیدار کردم پرسیدم سوئیچ رو کجا گذاشتی گفت شما آخرین لحظه از اتومبیل پیاده شدی من خبر ندارم!

بلافاصله به طرف کوچه دویدم تا ببینم اتومبیل سرجایش هست یا نه! خوشبختانه سرجایش بود با ماشین و کولر روشن به مدت ۵ ساعت جلوی درب وردی یک منزل. خیلی خوش شانس بودیم که اتومبیل مان را نبردند. 

Be Sociable, Share!

نوشتن پاسخ

*