ماجرای آوردن قایق موتوری پدرم از مکه

قایق موتوری یاماها 25ماجرای آوردن قایق موتوری پدرم از مکه
پدرم در سال ۱۳۸۸ برای بار سوم به مکه رفت وقتی برگشت و کیف هاشون رو باز کرد دیدم قطعات قایق موتوری هستش تعجب کردم کفتم این چیه گفت قایق موتوری!
پدرم هنگام برگشتن از مکه به جده رفته بود و آنجا یک قایق موتوری گرفته بود با خودش به مکه و داخل هتل برد و  داخل اتاق هتل موتور را باز کرد و در کیف هایی که برای سوغاتی داشت جاسازی کرد و به ایران آورده بود. نکته جالب اینکه چون شافت موتور  خیلی بلند بود با چند صندلی مخصوص سوغات مکه (که نمی دانم چرا ججاج علافه زیادی به این نوع صندلی ها دارند)  بسته بندی کرده بود تا معلوم نشه.
صندلی مدل مکه ای هنوزهم قایق موتوری در ایران خیلی گران است. و چون پدرم به شکار پرندگان علاقه زیادی دارد و مرداب انزلی نیز به شهر رشت نزدیک است بایستی قایق موتوری سبک و قابل حمل و هم اینکه وقتی پره قایق موتوری به شاخ و برگ مرداب گیر کند راحت تر از مدل های دیگه که سنگین تر هستند قابل تمیز کردن باشد به خاطر همین موضوع مدل یاماها و شماره ۲۵ آن استاندارد طلایی برای مناطق مرداب و شکار در این منطقه است (Yamaha 25).
دوست های پدرم وسوسه انجام اینکار رو گرفته بودند و بارها هم از مکه هم زنگ زدند ولی نه شهامت ش را داشتند نه هنرش را.

Be Sociable, Share!

۳ پاسخ به “ماجرای آوردن قایق موتوری پدرم از مکه”

  1. دمش گرم! تازه صندلیاشم لازم می‌شه!

    [پاسخ]

  2. 😆
    ای ول بابا. روحیه به این میگن…
    ــــــــــ
    پاسخ
    به مصطفی معراجی، 😉

    [پاسخ]

  3. […] ماجرای آوردن قایق موتوری پدرم از مکه | رخ شاد ROKHSHAD […]

نوشتن پاسخ

*