ارسال شده در ۲۱م, اسفند ۱۳۸۸ توسط Rokhshad, MD
موبایل دزدیده شده
ارسال شده در ۲۹م, بهمن ۱۳۸۸ توسط Rokhshad, MD
پول فطریه
ارسال شده در ۲م, بهمن ۱۳۸۸ توسط Rokhshad, MD
پول فطریه:یه بار تصمیم گرفتم فطریه روز عید فطر رو به شخصی که تقریباً هر روز به کلینیکی که گاهکاهی کار می کردم می آمد و آمپول فلوفنازین و آمپول بایپریدن می زد، بدهم. پس از هماهنگی با همسرم که یک وقتی اون هم به کسی قول نداده باشد موافقت کرد. به پرستار کلینیک گفتم [...]
دستهها: خاطره | بدون نظر »
دخترک مطب ندیده
ارسال شده در ۲۰م, آذر ۱۳۸۸ توسط Rokhshad, MD
تصوّر در دبی!
ارسال شده در ۱۰م, شهریور ۱۳۸۸ توسط Rokhshad, MD
معلّم کلاس اوّل پسر من یک معلّم فوق العاده ای است. عشق ایشان به شغل شان وصف ناپذیر و تحسین برانگیز است. سابقه شغل ایشان هم همین بس که در روز اوّل مدرسه پسرم به حاضرین گفت در بین شما پسری شاگرد من هست که پدر و پدربزرگش هم شاگرد من بودند.
دستهها: خاطره | بدون نظر »
خرس مهربون!
ارسال شده در ۲۷م, اردیبهشت ۱۳۸۸ توسط Rokhshad, MD
جنسیّت نوزادان متولّد شده یک روز
ارسال شده در ۱۳م, اردیبهشت ۱۳۸۸ توسط Rokhshad, MD
