• برگه‌ها

  • آمار سایت

    • Page views today 1,137
    • Visitors today 304
    • Curently online 7
    • Page views yesterday 1,988
    • Visitors yesterday 558
    • Max. online 33
    • Max. page views per day 2,146
    • Max. visitors per day 747
    • Total Visitors 62,049
    • Total page views 163,766
    • StatisticsStatistics
    • Counterstart 2010-04-18
  • دسته‌ها

    open all | close all
  • دسته‌ها

  • بایگانی جلالی

  • بایگانی میلادی

    open all | close all
  • پربازدیدها

  • مطالب تصادفی

فیلم روز سینمای جهان ۴ (۸۷/۰۶/۲۱)

با انتخاب ۲۰ فیلم از میان اکران پر بار شش ماهه امسال کوشیده ام تا تا تصویری کلی از سالی خوش برایتان ترسیم ‏کرده و به داوری اثار منتخب بنشینیم….‏

معرفی ۲۰ فیلم برگزیده سینمای جهان در شش ماه گذشته

شوالیه سیاه‎‎‏ ‏The Dark Knight

کارگردان: کریستوفر نولان. فیلمنامه: جاناتان نولان، کریستوفر نولان بر اساس داستانی از کریستوفر نولان و دیوید ‏اس. گویر و شخصیت های خلق شده توسط باب کین. موسیقی: جیمز نیوتن هاوارد، هانس زیمر. مدیر فیلمبرداری: والی ‏فیستر. تدوین: لی اسمیت. طراح صحنه: ناتات کراولی. بازیگران: کریستین بیل[بروس وین/بتمن]، هیث لجر[جوکر]، ‏آرون اکهارت[هاروی دنت/دو چهره]، مایکل کین[آلفرد پنی ورث]، مگی جایلنهال[ریچل دیوز]، گری اولدمن[ستوان ‏جیمز گوردون]، مورگان فریمن[لوشیوس فاکس]، مونیک کورنن[کارآگاه رامیرز]، ران دین[کارآگاه وورتز]، کیلیان ‏مورفی[مترسک]، چین هان[لائو]، اریک رابرتز[سالواتوره مارونی]. ۱۵۲ دقیقه. محصول ۲۰۰۸ آمریکا. نام دیگر: ‏Batman Begins 2‎، ‏Batman: The Dark Knight، ‏Rory’s First Kiss، ‏The Dark Knight: The IMAX ‎Experience، ‏Untitled Batman Begins Sequel، ‏Winter Green‏. ‏

تبهکاری به نام جوکر بانکی را سرقت کرده و پس از قتل همدستانش با پول های مسروقه فرار می کند. همزمان اربابان ‏جنایت در گاتام ستی گرد هم می آیند تا در برابر حملات بتمن و نقشه های ستوان جیم گوردون چاره ای بیندیشند، چون ‏دادستان شهر هاروی دنت نیز تصمیم به مقابله سرسختانه با تبهکاران گرفته و این سه نفر قصد دارند فساد و جنایت را ‏برای همیشه از شهر بزدایند. تبهکاران از طریق حسابدار چینی شان لائو خبردار می شوند که پلیس قصد حمله به ذخیره ‏مالی شان دارد و تصمیم به خروج آن از کشور می گیرند. در این هنگام جوکر سر رسیده و به آنان پیشنهاد می دهد در ‏ازای دریافت نیمی از کل پول ها به آنان کمک کند و این کمک چیزی نیست جز کشتن بیتمن! تبهکاران ابتدا او را جدی ‏نمی گیرند، اما بعدها با ربوده و بازگردانده شدن لو به گاتام سیتی توسط بتمن پیشنهاد وی می پذیرند. جوکر اعلام می ‏کند اگر بتمن خود را تسلیم پلیس نکند، هر روز تعدادی از مردم بیگناه را خواهد کشت و زمانی که شروع به این کار ‏می کند، بروس تصمیم به تسلیم خود می گیرد. اما قبل از این کار دنت اعلام می کند که بتمن اوست تا جوکر را از ‏سوراخ خود بیرون بکشد. جوکر برای کشتن وی اقدام می کند، اما گوردون و بتمن قبل از این کار او را دستگیر می ‏کنند. بعد از بازجویی از جوکر مشخص می شود که جوکر برای کشتن دنت و ریچل دیوز که اینک محبوب دنت شده، ‏تله گذاشته است. تلاش بتمن و گوردون برای نجات هر دو نفر بی نتیجه می ماند. ریچل کشته می شود و نیی از صورت ‏دنت نیز در انفجار به شدت می سوزد. جوکر نیز از بازداشت گریخته و دنت/دو چهره را که از مرگ ریچل به خشم ‏آمده، تحریک می کند تا از پلیس، تبهکاران، گوردون و بتمن انتقام بگیرد. با این کار و کشته شدن همزمان بعضی ‏تبهکاران توسط جوکر و بمب گذاری های متعدد در شهر مشخص می شود که وی قصد دارد تا کنترل تمامی گاتام سیتی ‏ر را در دست بگیرد. اینک بتمن نه فقط با جوکر بلکه با دنت نیز که خانواده گوردون را گروگان گرفته، مقابله کند… ‏

چرا باید دید؟

اولین بار در ماه مه ۱۹۳۹ بود که موجودی به نام بتمن توسط باب کین و بیل فینگر در قالب داستانی مصور به ‏خوانندگان آمریکایی معرفی شد. و خیلی زود یعنی چهار سال بعد در برابر دوربین توسط لوئیس ویلسون تجسد یافت. بنا ‏به سنت آن دوره این اقتباس سینمایی شکل سریالی ۱۵ قسمتی را داشت که در ۱۹۴۶ با سریال ۱۵ قسمتی دیگری دنبال ‏شد. این بار رابرت لاوری نقش بتمن/مرد خفاش را بازی می کرد. اولین فیلم سینمایی در ۱۹۶۶ با شرکت آدام وست به ‏نمایش در امد و سپس به تولید انیمیشن یا انتشار داستان های تازه بسنده شد. در پایان دهه ۱۹۸۰ و آغاز رونق گرفتن ‏انتقال قهرمانان مصور به روی پرده سینما در قالب فیلم های پرخرج و پرفروش، تیم برتون نسخه ای تازه و پیچیده با ‏بازی مایکل کیتون ارائه کرد. بازگشت بتمن با ظهور بزرگ ترین دشمنش روی پرده-جوکر- همراه بود که جک ‏نیکلسون نقش وی را ایفا می کرد. بازیگری شایسته برای ایفای نقشی اهریمی که توانست ادامه حضور قهرمان را روی ‏پرده تضمین کند. سه سال بعد، تیم برتون یکی از بهترین دنباله سازی های تاریخ سینما را با نام بتمن بازمی گردد ‏کارگردانی کرد که در آن دنی دوویتو در نقش پنگوئن شریر به جنگ بتمن می رفت. استقبال از این فیلم باعث شد تا دو ‏انیمیشن بلند در سال آتی به نمایش در آید. اما تیم برتون دیگر حاضر به ساخت قسمت دیگری نبود. سکان به دست جوئل ‏شوماکر داده شد و وال کیلمر جای مایکل کیتون را در همیشه بتمن گرفت. در ۱۹۹۷ دنباله دیگری با نام بتمن و رابین ‏با شرکت جورج کلونی توسط شوماکر عرضه شد و سپس به مدت ۸ سال این پروسه به بایگانی رفت. وقتی در سال ‏‏۲۰۰۵ کریستوفر نولان برای زدودن گر و خاک از لباس های سیاه بتمن برگزیده شد، به راحتی قابل حدس بود که ‏انتخاب وی از سر ضرورت تزریق خون تاه ای در رگ های این پروژه پولساز است. نولان نه فقط بازیگری تازه و ‏مناسب چون کریستین بیل را برای نقش اصلی فیلم برگزید، بلکه قصه قهرمان تنهایش را از نو تعریف کرد و زوایای ‏تاریک روح او را نیز روی پرده برد. استقبال منتقدان از بازیافت هنرمندانه این پدیده آن قدر مثبت بود که تهیه کنندگان ‏را برای خرج ۱۸۰ میلیون دلار جهت ساخت دنباله ای تازه با حضور بزرگ ترین دشمن وی-جوکر- ترغیب کند. ‏حاصل این سرمایه گذاری اینک روی پرده سینماهای دنیاست و فقط در امریکای شمالی بیش از ۳۰۰ میلیون دلار در ‏گیشه به چنگ آورده است. برخورد منتقدان نیز همان طور که تصورش می رفت، بسیار خوب بوده و مرگ نابهنگام ‏هیث لجر بازیگر نقش جوکر نیز به خودی خود تبدیل به تبلیغی برای فیلم شده است. ‏

کریستوفر جاناتان جیمز نولان متولد ۱۹۷۰ لندن از امیدهای امروز سینما از هفت سالگی با دوربین سوپر هشت پدرش ‏شروع به فیلمسازی کرده، در رشته زبان و ادبیات انگلیسی درس خوانده و اولین فیلم کوتاه اش به نام سرقت در ۱۹۹۶ ‏ساخته که به همراه دو فیلم کوتاه و سورئالیستی دیگرش به نام های ‏tarantella‏ و ‏doodlebug‏ در جشنواره فیلم ‏کمبریج به نمایش در آمده است. اولین فیلم بلندش تعقیب را در ۱۹۹۸ به طریقه سیاه و سفید ساخت، اما دو سال بعد با ‏یادگاری بود که همه دنیا کشف اش کردند. فیلمی که روایتی پر پیچ و خم همچون ذهن شخصیت اولش داشت که حافظه ‏کوتاه مدت خود را بر اثر ضربه ای از دست داده و با این حال در صدد شکار قاتل همسرش بود. بی خوابی در ۲۰۰۲ ‏با شرکت آل پاچینو پذیرش همه جانبه او در هالیوود بود که به ساختن فیلمی استودیوی مانند بتمن آغاز می کند در ‏‏۲۰۰۵ با بودجه ای هنگفت انجامید. فیلم بعدی او اعتبار/پرستیژ با حضور دو هنرپیشه اصلی فیلم بتمن[بیل و کین]از ‏دیدگاه سبکی چیزی میان بتمن و یادگاری بود و مانند بسیاری از تولیدات هالیوود امروز قصه ای محلی با تم های جهانی ‏را روایت می کرد. اما بازگشت شوالیه سیاه چیز دیگری است. فیلمی نه در سبک و سیاق بی خوابی و یادگاری است و ‏نه حال و هوای رازآلود تعقیب را دارد. شوالیه سیاه برگردانی تیره از قصه ای مصور است که باید قهرمان آن منجی ‏مردم باشد و به جای پلیس ناتوان از برقراری نظم در برابر جنایتکاران از آنها محافظت کند. اما او خود نیز مشکلات و ‏دلبستگی هایی دارد، حتی اگر یک میلیونر زاده باشد. بروس وین میلیونر و بتمن دو روی یک سکه اند، ولی همین ‏دوگانگی و تضاد چیزی است که جوکر روی آن انگشت می گذارد. او به بتمن می گوید تو شبیه منی و مرا کامل می ‏کنی!‏

این همان چیزی است که در فلسفه شرق یین و یانگ نامیده می شود. سیاهی و سفیدی که دایره حیات را به دو قسمت ‏مساوی تقسیم کرده اند و بدون یکی دیگری بی معنی است. اگر جوکر شیفته واقعی هرج و مرج است، بتمن نظم و ‏ترتیب را دوست دارد و باید این بازی میان آنها برنده واقعی و همیشگی نداشته باشد. در کنار این تم وقتی با مضمون ‏وجدان اجتماعی و فردیت روبرو می شوید، اهمیت دو چهره بودن شخصیت های اصلی قصه را بیشتر و از نظر ‏روانشناختی و جامعه شناختی بیشتر درمی یابید. دنت، وین و جوک یک مثلث متشاوی الساقین هستند و در خور یکدیگر ‏و نمایندگان ارکانی که وجودشان حیات اجتماعی را می تواند شکلی دیگر و نه لاجرم تازه ببخشد. اگر جوکر و سادیسم ‏درونی او را نماینده شر مطلق بگیریم اشتباه کرده ایم. چه کسی از کودکی وی خبر دارد؟ چه کسی انگیزه های او را ‏مانند بتمن و دنت درک می کند؟ این همان چیزی است که نولان با کمی خساست از ما پنهان می کند تا تعادلی به ‏وضعیت قصه اش بدهد. در عوض موجودات دیگری مانند بتمن های قلابی ابتدای فیلم یا حضور کوتاه مدت مترسک به ‏قصه اضافه می کند تا بر وضعیت قهرمان اصلی فیلم نوری بیشتر بیفکند. اگر بتمن زاده دوران منع مشروبات الکلی و ‏اوج گرفتن دسته جات تبهکاری و گانگستری در آمریکا بود، بتمن فعلی از دنیای پیچیده تری می آید. ماشین روز قیامت ‏او باید در خورد مقابله با تبهکاران قرن جدید باشد. کسانی که به گاتام سیتی قانع نیستند و دایره فعالیت هایشان از ‏مرزهای آمریکا هم بیرون می رود. بنابر این بتمن نیز به دوستانی نیاز دارد، کسانی چون فاکس که به خوبی در دل ‏قصه جا افتاده اند. همین باعث می شود تا فیلم از یک قصه پلیسی معمولی دور شده و در قالب فیلمی مربوط به ‏ماجراهای بتمن به خوبی جا بیفتد. فضای سرد و خاکستری کل فیلم هیچ نشانی از گرمی و نجات کامل به بیننده عرضه ‏نمی کند، هر چند صحنه های اکشن نفس گیرش که آدرنالین خالص تولید می کنند برای لحظه ای دلش را خنک خواهد ‏کرد. ‏

کریستوفر نولان فیلمساز باهوش و با استعدادی است. حاصل کارش درون سیستم تجاری سینمای آمریکا نیز قابل ‏سرزنش نبوده و بعید است دچار لغزش شود. شکستن رکوردهای گیشه نیز حاکی از تیزبینی و موقعیت سنجی اش دارد، ‏اما با وجود لذت بردن از شوالیه سیاه به عنوان یک فیلم سرگرم کننده صرف و ماهرانه، ترجیح می دهم یک فیلم کم ‏خرج تر از او مانند تعقیب را دوباره ببینم. البته خیلی عظیمی از تماشاگران شوالیه سیاه که به دلیل پیچیدگی قصه و ‏طولانی بودنش حاضر به تماشای دوباره و چندباره آن هستند، با من موافق نخواهند بود. شما چطور؟ ‏

ژانر: اکشن، جنایی، درام، رازآمیز، مهیج. ‏

ضبط‎‎‏ ‏‎[Rec]‎

کارگردان: خائومه بالاگوئرو، پاکو پلازا. فیلمنامه: خائومه بالاگوئرو، لوئیس بردخو، پاکو پلازا. موسیقی: کارلوس آن. ‏مدیر فیلمبرداری: پابلو روسو. تدوین: دیوید گالارت. طراح صحنه: جما فائوریا. بازیگران: خاویر بوتت[نینیا ‏مدیروس]، مانوئلا برونچود[آبوئلو]، مارتا کاربونل[ خانم ایزکوئیردو]، کلودیا فونت[جنیفر]، وینسنته گیل[پلیس]، ماریا ‏ترزا اورتگا[آبوئلا]، پابلو روسو[مارکوس]، خورخه سرانو[سرجیو]، فران تراز[مانو]، مانوئلا ولاسکو[آنخلا]، ‏کارلوس وینسنته[گیوم]، دیوید ورت[الکس]. ۸۵ دقیقه. محصول ۲۰۰۷ اسپانیا. نامزد جایزه بهترین تدوین و بهترنی ‏بازیگر تازه کار/مانوئلا ولاسکو از مراسم انجمن نویسندگان سینمایی اسپانیا، برنده جایزه تماشاگران و جایزه بهترین ‏فیلم فانتزی از جشنواره ‏Fantasporto، برنده جایزه بهترین تدوین-بهترین بازیگر زن/ولاسکو و نامزد جایزه بهترین ‏جلوه های ویژه از مراسم گویا، برنده جایزه تماشاگران-جایزه ویژه داوران و جایزه داوران جوان جشنواره ‏Gérardmer، برنده جایزه تماشاگران-بهترین بازیگر زن-بهترین کارگردانی-جایزه بزرگ نقره ای بهترین فیلم فانتزی ‏اروپایی به همراه تقدیر ویژه و جایزه منتقدان جشنواره فیلم ‏Sitges‏ کاتالونیا، نازمد بهترین بازیگر زن تازه کار/ولاسکو ‏از اتحادیه بازیگران اسپانیا. ‏

نیمه شب، ایستگاه آتش نشانی شهری کوچک. آنخلا گزارشگر تازه کار تلویزیون به همراه فیلمبردارش برای تهیه ‏گزارشی از نحوه کار آتش نشان ها به آنجا امده است. پس از آشنایی با اهالی ایستگاه، ناگهان خبر تقاضای کمک از ‏سوی زنی مسن که در آپارتمان خود به دام افتاده، دریافت می شود. اکیپی کوچک برای کمک راهی می شود و آنخلا که ‏موقعیت را مناسب یافته، با آنها همراه می شود. وقتی به آپارتمان می رسند با اهالی ساختمان روبرو می شوند که در ‏هال ورودی تجمع کرده اند. چون سر و صداهایی ترس انگیزی از آپارتمان مورد نظر به گوش می رسد. اتش نشان ها ‏با همراه مامور پلیسی که در محل حضور یافته، در آپارتمان مذکور را شکسته و وارد آنجا می شوند. به نظر می رسد ‏که زنی که داخل آپارتمان به دام افتاده، دچار حمله عصبی نیز شده است. تلاش مامور پلیس برای کمک به او منتهی به ‏حمله پیرزن شده و با کمک دندان هایش مقداری از گوشت صورت و گردن او را می کند. همه هراسان می شوند و ‏زمانی که با حمله دوم پیرزن مواجه می شوند، پلیس دوم برای متوقف کردن او دست به سلاح می برد. بازگشت آنها به ‏همراه پلیس زخمی به ورودی آپارتمان، با رسیدن مامورین پلیس و نیروی ویژه به محل حادثه همزمان می شوند. ‏مامورین بلافاصله در ورودی ساختمان و تمام راه های خروج را مسدود کرده و با بلندگو از ساکنین آپارتمان می ‏خواهند تا تلاشی برای خروج صورت ندهند. آنها باید تا رسیدن بازرس بهداشت از دستورات تنها پلیس باقیمانده داخل ‏ساختمان اطاعت کنند. چون ساختمان و ساکنین آن مشکوک به آلودگی توسط ویروسی خطرناک هستند. بازرس از راه ‏می رسد، اما او نیز توسط یکی از افراد آلوده ساختمان گاز گرفته می شود. همگی یکی یکی آلوده و کشته می شوند. ‏آنخلا و فیلمبردارش نیز که از همه این وقایع فیلمبرداری می کنند باید جان خود را از گزند افراد آلوده حفظ کنند. کاری ‏که تا لحظه کشف حقیقت و منشاء آلودگی در انجام آن موفق می شوند، اما…‏

چرا باید دید؟

چگونه می شود از ایده ای دستمالی شده که خیلی زود شیره جان آن توسط مقلدان با ذوق و بی ذوق کشیده شد، فیلمی ‏دیدنی خلق کرد؟ پاسخ در آخرین فیلمی است که دو نفر از کارگردان های خوشنام سینمای اسپانیا آن را کارگردانی کرده ‏اند: ضبط. ‏

خائومه بالاگوئروی ۴۰ ساله و پاکو پلازای ۳۵ ساله تا امروز توانسته اند شهرتی معقول در سینمای کشور خود کسب ‏کنند. اما برای تماشاگر ایرانی نام هایی آشنا نیستند. بالاگوئرو در ۱۹۹۹ با فیلم ‏Los Sin nombre‏/بی نام به شهرت ‏رسید و به دنبال آن فیلم تاریکی را در سال ۲۰۰۲ ساخت که هنرپیشگانی بین المللی چون لنا اولین، آنا پاکوین و ‏جیانکارلو جیانینی در آن بازی کرده بودند و توانست خود را به تماشگران غیر هموطنش معرفی کند. پاکو پلازا نیز در ‏سال ۲۰۰۲ با فیلم ‏El Segundo nombre‏/نام دوم شهرت و موقعیتی به چنگ آورد. هر دو شیفته ژانر ترسناک هستند ‏و بزرگ ترین دلیل همکاری شان همین است. ضبط یک فیلم ترسناک -واقعاً ترسناک- است که از وقایع کاملاً امروزی ‏تغذیه می کند و قالبی تازه نیز دارد. تلفیق سبک نمایش های واقعی تلویزیون ‏reality TV‏ با خطر شیوع یک ویروس-‏آن هم در زمانه ای که سارس، آنفلونزای مرغی و… را به تازگی تجربه کرده- و اندکی رمز و راز لازمه این ژانر که ‏در پایان پای تجربیات هولناک کشیشی ساکن آخرین طبقه آپارتمان را نیز به میان می کشد. ‏

بیهوده نخواهد بود اگر فیلم را ترکیب هوشمندانه و مدرن شب مردگان زنده با پروژه جادوگر نام دهم. دو فیلمی که چندان ‏دل خوشی از آنها ندارم، اما نقیضه این دو فیلمساز اسپانیایی را بسیار دیدنی تر یافتم. از آثار این دو فیلمساز فقط تاریکی ‏را دیده و به مهارتش در خلق هیجان[با وجود بی اعتقادی ام به ماورالطبیعه] لذت برده بودم، اما ضبط در یک کلام اوج ‏توانایی و خلاقیت های دیداری/شنیداری این دو نفر است. نباید بدون اشاره به طنز تلخی فیلم این معرفی را پایان برد که ‏بسیار به جا به کار گرفته شده است. مانند نام برنامه ای که آنخلا و فیلمبردارش تهیه می کنند “وقتی شما خواب بودید” و ‏اشاره صریحی است به آن چه من و شما از وقوع آن نیز شاید باخبر نشویم. اگر طالب آدرنالین خالص هستید، ضبط را ‏ببینید!‏

ژانر: ترسناک. ‏

یلا Yella

کارگردان: کریستین پتزولد. فیلمنامه: سیمونه بیر، کریستین پتزولد. مدیر فیلمبرداری: هانس فروم. تدوین: بتینا بوهلر. ‏طراح صحنه: کاده گروبر. بازیگران: نینا هاس[یلا]، دیوید استریسوو]فیلیپ]، هنریک شونه مان[بن]، بورگهارت ‏کلاوزنر[دکتر گونتن]، باربارا اوئر[باربارا گونتن]، کریستین ردل[پدر یلا]، مارتین برامباخ[دکتر فریتز]، مایکل ‏ویتنبورن[اشمیت-اوت]، وانیا میوس[اشپرنگر]. ۸۹ دقیقه. محصول ۲۰۰۷ آلمان. برنده جایزه ‏Femina-Film-‎Prize‏/بتینا بوهلر، خرس نقره ای بهترین بازیگر زن/نینا هاس و نامزد خرس طلایی جشنواره برلین، نامزد جایزه ‏بهترین فیلمبرداری-بهترین کارگردانی و بهترین بازیگر زن نقش اصلی و بهترین فیلم از مراسم فیلم آلمانی، برنده جایزه ‏بهترین فیلمبرداری و بهترین فیلم از انجمن منتقدان سینمایی آلمان. ‏

یلا که از شوهرش بن جدا شده و امکان یافتن شغل در زادگاهش وینتربرگ برای تشکیل یک زندگی تازه را ندارد، ‏کاری در غرب آلمان یافته و تصمیم به ترک شهر خود گرفته است. کارهای رسمی طلاق او و بن هنوز تمام نشده است ‏و بن اصرار دارد تا بار دیگر با هم زندگی کنند. اما یلا تصمیم قطعی بر ترک او و شهر دارد. در راه ایستگاه بن ‏اتومبیل را به سوی رودخانه می راند تا خود و یلا را بکشد. اما هر دو از آب بیرون آمده و یلا به سرعت راهی ایستگاه ‏می شود. در مقصد و شب قبل از رفتن به سراغ کار جدیدش، با فیلیپ یک مدیر باهوش در یک شرکت خ%D

Share and Enjoy:
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Balatarin
  • Technorati
  • Twitter
  • Mohandes
  • email
  • FriendFeed
  • MySpace
  • Google Bookmarks
  • Live
  • Yahoo! Bookmarks

مطالب تصادفی

یک پاسخ به “فیلم روز سینمای جهان ۴ (۸۷/۰۶/۲۱)”

  1. از اینکه فیلم های اروپایی رو معرفی کردید متشکرم